
کوکو (2017)
Coco
- نوع
- فیلم
- انتشار
- مدت
- 105 دقیقه
- امتیاز TMDb
- 8.2
خلاصه داستان
در شهر سانتا سیسیلیا در مکزیک، زن جوانی به نام ایملدا با مردی ازدواج میکند که در نهایت او و دخترشان، کوکو، را ترک میکند تا حرفه موسیقی را دنبال کند. وقتی او هرگز بازنمیگردد، ایملدا موسیقی را در خانوادهاش ممنوع میکند و یک کسبوکار کفاشی راهاندازی میکند. دههها بعد، نبیره ایملدا، پسری به نام میگل، همراه با والدین و بستگانش، از جمله کوکوی سالخورده و بیمار، در خانه خانوادگیشان زندگی میکند. با وجود ممنوعیت ادامهدار موسیقی در خانواده، میگل مخفیانه عاشق موسیقی است و با تماشای ویدئوهای الگوی خود، ارنستو د لا کروز، موسیقیدان فقید، نواختن گیتار را یاد میگیرد. در روز مردگان، میگل ناخواسته با اُفرندا (محراب یادبود خانوادگی) برخورد میکند و قاب عکسی که تصویر ایملدا و کوکوی نوزاد در آن است، میشکند. او در این عکس، بخشی پنهان را کشف میکند که نشان میدهد پدرِ پدربزرگش (که سر او از عکس بریده شده است) در حال نگهداشتن گیتار مشهور ارنستو د لا کروز است. میگل، با این باور که این عکس ثابت میکند ارنستو جد اوست، هیجانزده رؤیای موسیقیاییاش را با خانوادهاش در میان میگذارد. در واکنش، مادربزرگ میگل گیتار او را نابود میکند. ناراحت و ناامید، میگل وارد مقبره ارنستو میشود و گیتار او را برمیدارد تا در یک مسابقه استعدادیابی محلی شرکت کند. اما به محض اینکه میگل سیمهای گیتار را مینوازد، برای همه افراد زنده نامرئی میشود. با این حال، او میتواند با بستگان اسکلتی خود که برای تعطیلات از سرزمین مردگان آمدهاند، تعامل داشته باشد. آنها میگل را با خود به سرزمین مردگان میبرند و متوجه میشوند که ایملدا نمیتواند به دنیا بازگردد، زیرا میگل عکس او را از افرندا برداشته است. همچنین، میگل درمییابد که به دلیل دزدیدن چیزی از مردگان، دچار نفرین شده است: او باید پیش از طلوع خورشید، برکت یکی از اعضای خانواده را دریافت کند تا به دنیای زندگان بازگردد، در غیر این صورت، برای همیشه در سرزمین مردگان باقی خواهد ماند. ایملدا به او برکتی پیشنهاد میدهد، اما به شرطی که موسیقی را برای همیشه کنار بگذارد. میگل این شرط را نمیپذیرد و تصمیم میگیرد به جای آن، برکت ارنستو را به دست آورد. میگل با هکتور، یک اسکلت بدشانس که زمانی با ارنستو اجرا میکرده، روبهرو میشود. هکتور پیشنهاد میدهد که او را نزد ارنستو ببرد، به این شرط که میگل عکس او را روی افرندا قرار دهد تا بتواند دخترش را ببیند، زیرا اگر دخترش او را به فراموشی بسپارد، برای همیشه از بین خواهد رفت. هکتور به میگل کمک میکند تا در یک مسابقه استعدادیابی اجرا کند و از این طریق، اجازه ورود به عمارت ارنستو را بگیرد، اما پس از آنکه خانوادهاش او را پیدا میکنند، میگل فرار میکند. میگل مخفیانه وارد عمارت ارنستو میشود و با استقبال گرم و شگفتزده او روبهرو میشود. اما در همین حین، هکتور ظاهر میشود و ارنستو را به سرقت آهنگهایش متهم میکند. در حالی که این دو با هم مشاجره میکنند، میگل بهتدریج حقیقت را کنار هم میچیند: ارنستو و هکتور زمانی یک گروه موسیقی موفق بودند، اما وقتی هکتور دلتنگ خانوادهاش شد و تصمیم گرفت بازگردد، ارنستو که خودش قادر به نوشتن آهنگ نبود، او را مسموم کرد و گیتار و ترانههایش را دزدید تا به نام خودش معرفی کند. برای حفظ میراثش، ارنستو عکس هکتور را میگیرد و دستور میدهد که او و میگل را به درون یک سنوته (گودال طبیعی) بیندازند. در آنجا، هکتور فاش میکند که دخترش کوکو نام دارد، که این یعنی او در واقع پدرِ پدربزرگ واقعی میگل است. پس از نجات توسط خانوادهاش، میگل حقیقت مرگ هکتور را برملا میکند و ایملدا و هکتور با یکدیگر آشتی میکنند. خانواده میگل به کنسرت ارنستو نفوذ میکنند تا عکس هکتور را پس بگیرند. در جریان این اتفاقات، جنایات ارنستو برای حضار افشا میشود و مردم به سرعت علیه او میشوند. سرانجام، ارنستو با سقوط یک ناقوس (درست مانند سرنوشت واقعیاش) خرد میشود، اما عکس هکتور در این هرجومرج گم میشود. با طلوع خورشید، ایملدا و هکتور که در حال محو شدن است، به میگل برکت میدهند و او را به دنیای زندگان بازمیگردانند. در بازگشت به خانه، میگل از خانوادهاش بابت فرار کردن عذرخواهی میکند و با گیتار هکتور آهنگ «مرا به یاد بیاور» را مینوازد. این آهنگ باعث میشود کوکو جان تازهای بگیرد و با او همخوانی کند. سپس، او فاش میکند که تکه پارهشده عکس را که چهره هکتور در آن بود، نزد خود نگه داشته است. کوکو با تعریف کردن داستانهایی درباره پدرش، خاطرات او را زنده نگه میدارد و باعث میشود که او در سرزمین مردگان نیز به حیات خود ادامه دهد. در نهایت، میگل با خانوادهاش آشتی میکند و ممنوعیت موسیقی در خانواده برای همیشه برداشته میشود. یک سال بعد، میگل خواهر نوزادش، سُکورو، را کنار افرندای خانواده میبرد، که اکنون شامل عکسهای هکتور و کوکو که بهتازگی درگذشته است، میشود. نامههایی که کوکو از هکتور نگه داشته بود، ثابت میکنند که ارنستو آهنگهای او را دزدیده است. این موضوع باعث رسوایی ارنستو و احیای اعتبار هکتور میشود.
منبع: ویکیپدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%DA%A9%D9%88%20(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%20%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7)
کجا ببینیم؟
جاهایی که کوکو در دسترس است، به همراه وضعیت سانسور، دوبله و کیفیت.
- رفتن به زرفیلمزرفیلمدانلود · رایگانسانسورنامشخصصدادوبله و زبان اصلیزیرنویسزیرنویس فارسیBLURAY 1080PBLURAY 1080P 3DBLURAY 1080P FULL HDBLURAY 1080P X265BLURAY 2160P 4KBLURAY 480PBLURAY 720PBLURAY 720P X265
این اطلاعات از صفحات همین سرویسها استخراج شده و ممکن است تغییر کند. «نامشخص» یعنی اطلاعاتی در دسترس نبوده، نه اینکه وجود ندارد.
بازیگران
- آنتونی گونزالس (بازیگر) — Miguel Rivera (voice)
- گائل گارسیا برنال — Héctor (voice)
- بنجامین برت — Ernesto de la Cruz (voice)
- آلانا اوباک — Mamá Imelda (voice)
- Renée Victor — Abuelita (voice)
- Jaime Camil — Papá (voice)
- آلفونسو آرائو — Papá Julio (voice)
- Herbert Siguenza — Tío Oscar / Tío Felipe (voice)
عوامل
- لی آنکریچ — کارگردان
- Matthew Aldrich — نویسنده
- Adrian Molina — نویسنده
- دارلا کی اندرسون — تهیهکننده
- مایکل جیاکینو — آهنگساز


