
آواتار: راه آب (2022)
Avatar: The Way of Water
- نوع
- فیلم
- انتشار
- مدت
- 192 دقیقه
- امتیاز TMDb
- 7.6
خلاصه داستان
شانزده سال پس از دفع تهاجم «آردیاِی» به پاندورا، جیک سالی به عنوان رئیس قبیلهٔ اوماکایا زندگی میکند و خانوادهای را با نیتیری تشکیل داده است که شامل پسرانشان «نتیام» و «لوآک»، دخترشان «توک»، و همچنین دخترخوانده آنها «کری» (متولد از آواتار گریس آگوستین) و پسرخوانده «اسپایدر» است، که مورد آخری در واقع پسر سرهنگ فقید «مایلز کواریچ» است. آردیاِی به رهبری رهبر جدیدشان «فرانسیس آردمور»، برای استعمار پاندورا بازمیگردد، زیرا سیاره زمین در حال مرگ است. در میان تازهواردها نوترکیبهایی وجود دارند—آواتارهای ناوی که خاطرات سربازان مردهٔ انسانی را دربردارند—و شخصیت نوترکیب کواریچ به عنوان رهبر آنها عمل میکند. یک سال بعد، جیک یک جنگ چریکی را علیه آردیاِی رهبری میکند. در طی یک مأموریت ضد شورش، کواریچ و زیردستانش فرزندان جیک را دستگیر میکنند. جیک و نیتیری میرسند و آنها را آزاد میکنند و چند تن از سربازان کواریچ را میکشند، اما اسپایدر توسط کواریچ اسیر میشود که او را به عنوان پسر خود میشناسد. از آنجا که آردیاِی نمیتواند هیچ اطلاعاتی را از اسپایدر به دست آورد، کواریچ تصمیم میگیرد با پسرش وقت بگذراند تا او را به سمت خود بکشاند. اسپایدر به نوبهٔ خود، فرهنگ و زبان ناویها را به کواریچ یاد میدهد. از آنجا که اسپایدر از محل زندگی جیک و خانوادهاش اطلاع دارد، تمام خانواده خود را از اوماتیکایا تبعید میکنند و به ساحل شرقی پاندورا میگریزند، که در آنجا قبیلهٔ متکاینا به آنها پناه میدهد. خانواده در آنجا به تدریج روش مردمان ساحلی پاندورا را یادمیگیرند، و کری پیوندی معنوی با دریا برقرار میکند و لوآک با «تسیریا»، دختر رئیس تونواری دوست میشود. لوآک پس از دفاع از کری در برابر «آئونگ»، پسر تونواری، به اصرار جیک از او عذرخواهی میکند؛ سپس آئونگ و دوستانش لوآک را به سفری به قلمروی یک شکارچی دریایی ترغیب میکنند و او را سرگردان رها میکنند. لوآک از دست شکارچی نجات مییابد و با یک تولکون به نام «پایاکان» دوست میشود—گونهای نهنگمانند که بسیار باهوش و صلحطلب است و متکاینا آنها را برادران روحانی خود میدانند. پس از بازگشت، لوآک با پذیرفتن تقصیر این سفر، دوستیِ آئونگ را به دست میآورد، اما به او گفته میشود که پایاکان یک نهنگ طرد شده در میان تولکونها است. بعداً، کری با درخت روح زیرآبی متکاینا پیوند برقرار میکند و از نظر روحی با مادر بیولوژیکی خود، گریس، که ماهیت ذهن او در داخل پاندورا به سر میبرد، ملاقات میکند. در خلسه ناشی از پیوند، کری دچار تشنج میشود و بیهوش میافتد و تقریباً غرق میشود. «نورم اسپلمن» و «مکس پاتل» از سوی جیک برای کمک با استفاده از تجهیزات پزشکی خود احضار میشوند، و تشخیص میدهند که کری مبتلا به صرع است؛ آنها هشدار میدهند که او نمیتواند دوباره به درخت روح متصل شود، زیرا انجام این کار میتواند به مرگ وی منجر شود. اگرچه کری توسط «رونال»، همسر رئیس قبیله نجات داده میشود، کواریچ هواپیمای نورم و مکس را تا مجمعالجزایری که متکایناها در آن زندگی میکنند، دنبال میکند. کواریچ با آوردن اسپایدر با خود، به عملیات دریایی آردیاِی به رهبری کاپیتان «میک اسکورزبی» میپیوندد و یک کشتی شکار نهنگ را فرماندهی میکند، که تولکونها را برای استخراج یک امریته شکار میکند. جوخهٔ کواریچ به مجمعالجزایر حمله میکند و از قبایل در مورد مکان جیک بازجویی میکند، که البته بینتیجه میماند. سپس کواریچ به شکارچیان نهنگ دستور میدهد تا تولکونها را تا نزدیکی دهکدهها تعقیب کرده و به قتل برسانند تا بتوانند جیک را بیرون بکشند. لوآک از نظر ذهنی با پایاکان ارتباط برقرار میکند و متوجه میشود که او به دلیل مخالفت با روشهای صلحطلبانه همنوعان خود و حمله به شکارچیانی که مادرش را کشتند، باعث مرگ بسیاری از آنها شده و از اینرو به بیرون از قبیله رانده شده است. پس از اینکه متکاینا از قتلهای تولکون باخبر میشود، لوآک با عجله برای هشدار دادن به پایاکان حرکت میکند و خواهر و برادر و دوستانش به دنبال او میروند. آنها پایاکان را در حال شکار شدن مییابند و سپس لوآک، تسیریا و توک از سوی کواریچ دستگیر میشوند. جیک، نیتیری و متکاینا قصد رویارویی با انسانها و نجات کودکان را دارند. جیک از سوی کواریچ مجبور به تسلیم میشود، اما پایاکان به شکارچیان نهنگ حمله میکند و باعث درگیری بین متکاینا و انسانها میشود. اسپایدر کشتی را از کار میاندازد و لوآک، تسیریا و اسپایدر توسط نتیام نجات داده میشود، اما خود او توسط کواریچ به ضرب گلوله کشته میشود. جیک و نیتیری ویرانشده به عقب برمیگردند تا فرزندان باقیمانده خود را که دوباره دستگیر شدهاند نجات دهند. جیک با کواریچ روبرو میشود که از کری به عنوان گروگان استفاده میکند. وقتی نیتیری همین کار را با اسپایدر انجام میدهد، کواریچ در ابتدا رابطهٔ خود را با او انکار میکند، اما زمانی که نیتیری با چاقو سینهٔ اسپایدر را میبرد، کواریچ به شدت منصرف میشود. جیک، کواریچ، نیتیری و توک در داخل کشتی غرقشده به دام میافتند. پس از یک درگیری شدید، جیک، کواریچ را بیهوش و خفه میکند و توسط لوآک و پایاکان نجات مییابد، و نیتیری و توک توسط کری بهبود بخشیده میشود. کواریچ در نهایت توسط پسرش اسپایدر نجات داده میشود، اما از رفتن با او امتناع میورزد و دوباره به خانوادهٔ جیک میپیوندد که از او به عنوان پسر واقعی خانواده خود استقبال میکنند. پس از تشییع جنازهٔ نتیام، جیک به تنواری تصمیم خود را برای ترک متکاینا اطلاع میدهد. با این حال، رئیس قبیله با احترام جیک را به عنوان بخشی از قبیلهٔ آنها معرفی میکند و از او و خانوادهاش برای ماندن استقبال میکند. جیک و خانوادهاش زندگی جدید خود را در دریا میپذیرند و قول میدهند که مبارزات خود را علیه آردیاِی از سر گیرند.
منبع: ویکیپدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D8%B1%3A%20%D8%B1%D8%A7%D9%87%20%D8%A2%D8%A8
بازیگران
- سم ورتینگتون — Jake Sully
- زوئی سالدانا — Neytiri
- سیگورنی ویور — Kiri
- استفن لانگ — Colonel Miles Quaritch
- کیت وینسلت — Ronal
- کلیف کرتیس — Tonowari
- ژول دیوید مور — Norm Spellman
- سی.سی.اچ. پاوندر — Mo'at
عوامل
- جیمز کامرون — کارگردان
- Rick Jaffa — نویسنده
- جیمز کامرون — نویسنده
- Amanda Silver — نویسنده
- جان لاندو — تهیهکننده
- جیمز کامرون — تهیهکننده
- سیمون فرانگلن — آهنگساز











