پوستر من را با نامت صدا کن

من را با نامت صدا کن (2017)

Call Me by Your Name

نوع
فیلم
انتشار
مدت
132 دقیقه
امتیاز TMDb
8.1

خلاصه داستان

در تابستان ۱۹۸۳، الیو پرلمن، پسر ایتالیایی-فرانسوی یهودی ۱۷ ساله، با والدینش در محدودهٔ روستایی شمال ایتالیا زندگی می‌کند. پدر الیو، استاد باستان‌شناسی، از یک دانشجوی ۲۴ سالهٔ آمریکایی یهودی به نام اُلیور دعوت می‌کند تا در طول تابستان با خانواده‌اش زندگی کند و در امور تحصیلی به او کمک کند. الیو، کتاب‌باز درون‌گرا و موسیقی‌دان، در ابتدا فکر می‌کند با الیور، که مطمئن و بی‌خیال به نظر می‌رسد، شباهت چندانی ندارد. الیو بیشتر تابستان را به خواندن، نواختن پیانو و معاشرت با دوستان دوران کودکی خود، کیارا و مرزیا می‌گذراند. در طول مسابقهٔ والیبال، الیور پشت الیو را لمس می‌کند اما الیو او را کنار می‌زند. اما الیو بعداً با دیدن الیور که در حال تعقیب کیارا است، حسادت می‌کند. الیو و الیور زمان بیشتری را با هم می‌گذرانند، به پیاده‌روی‌های طولانی در شهر می‌روند و پدر الیو را در یک سفر باستان‌شناسی همراهی می‌کنند. الیو بیش از پیش به سمت الیور جذب می‌شود، حتی به اتاق الیور می‌رود تا لباس او را بو کند. الیو در نهایت احساسات خود را به الیور اعتراف می‌کند و او به او می‌گوید که نمی‌توانند در مورد چنین موضوعاتی صحبت کنند. بعداً در مکانی خلوت، آن دو برای اولین بار یکدیگر را می‌بوسند. آن‌ها برای چندین روز صحبت نمی‌کنند. الیو با مرزیا قرار می‌گذارد و آن دو با هم رابطه جنسی دارند. الیو یادداشتی برای الیور می‌گذارد تا به سکوتشان پایان دهند. الیور نامه می‌نویسد و از الیو می‌خواهد که نیمه شب با او ملاقات کند. الیو موافقت می‌کند و برای اولین بار با هم می‌خوابند. پس از آن، الیور به الیو می‌گوید: «من را با نام خود صدا کن و من تو را با نام خود صدا خواهم کرد». صبح روز بعد، الیو گریه می‌کند که چقدر زمان کمی برای او و الیور باقی مانده‌است. مرزیا پس از اینکه سه روز از او خبری نداشت با الیو روبرو می‌شود. الیو بی‌احساس به مرزیا پاسخ می‌دهد. با نزدیک شدن به پایان اقامت الیور، والدین الیو که به نظر می‌رسد از پیوند بین آن دو آگاه هستند، توصیه می‌کنند که او و الیور قبل از بازگشت الیور به ایالات متحده با هم از برگامو دیدن کنند و آن‌ها سه روز عاشقانه را با هم سپری کنند. الیو که بعد از رفتن الیور دلش شکسته، با مادرش تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد که او را از ایستگاه قطار به خانه ببرد. مرزیا با احساسات الیو همدردی می‌کند و می‌گوید که می‌خواهد با او دوست بماند. پدر الیو با مشاهده غم و اندوه عمیق الیو به اومی گوید که از رابطه‌اش با الیور آگاه بوده و اعتراف می‌کند که در جوانی خود نیز چنین رابطه ای داشته‌است. او از الیو می‌خواهد به جای اینکه خیلی سریع با آن کنار بیاید، از غم و اندوه خود درس بگیرد و رشد کند. در حین حنوکا، الیور با خانواده الیو تماس می‌گیرد تا به آن‌ها بگوید با زنی که چند سالی است او را می‌بیند نامزد کرده‌است. الیو ناراحت الیور را به نام خود صدا می‌کند و الیور نیز با نامش پاسخ می‌دهد. الیور همچنین می‌گوید که همه چیز را به خاطر می‌آورد. پس از تماس، الیو کنار شومینه می‌نشیند و در حالی که والدین و خدمتکاران شام تعطیلات را آماده می‌کنند، به شعله‌های آتش خیره می‌شود و گریه‌کنان فکر می‌کند.

منبع: ویکی‌پدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%A7%20%D8%A8%D8%A7%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%B5%D8%AF%D8%A7%20%DA%A9%D9%86%20(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85)

بازیگران

عوامل

آثار مشابه