پوستر سه کیسه پر: یک فیلم کارآگاه گوسفندی

سه کیسه پر: یک فیلم کارآگاه گوسفندی (2026)

The Sheep Detectives

نوع
فیلم
انتشار
مدت
109 دقیقه
امتیاز TMDb
7.9

خلاصه داستان

داستان در روستای انگلیسی دن‌بروک آغاز می‌شود؛ جایی که چوپانی به نام جرج هاردی اوقات خود را با خواندن رمان‌های معماییِ قتل برای گله گوسفندانش سپری می‌کند. گوسفندان در ناآگاهیِ خوشایندی زندگی می‌کنند و باور دارند که مرگ تنها در داستان‌های خیالی وجود دارد و هر گوسفند پس از پایان زندگی‌اش به ابری در آسمان تبدیل می‌شود. همچنین هرگاه با موضوعی ناخوشایند روبه‌رو شوند، می‌توانند با نیروی اراده آن را به کلی از یاد ببرند. آن‌ها بره‌ای یتیم را که برخلاف معمول، در زمستان به دنیا آمده است، به دلیل متفاوت بودن طرد می‌کنند. یک صبح، جسد جرج در بیرون از کاروان محل زندگی‌اش پیدا می‌شود. الیوت متیوز، خبرنگار محلی، معتقد است که او به قتل رسیده و تیم دری، تنها افسر پلیس شهر، را ترغیب می‌کند تا این پرونده را بررسی کند. تیم پس از تحقیقات اولیه به این نتیجه می‌رسد که جرج با سم کشته شده است. در همین حال، گوسفندان تصمیم می‌گیرند خودشان راز این قتل را حل کنند. رهبری آن‌ها را میشی علاقه‌مند به داستان‌های جنایی به نام لیلی بر عهده دارد؛ در کنار او، قوچی به نام ماپل که هرگز خاطراتش را فراموش نمی‌کند و سباستین، قوچی گوشه‌گیر و خونسرد که جرج سال‌ها پیش او را از یک کارناوال نجات داده بود، نیز حضور دارند. در مراسم قرائت وصیت‌نامه جرج که با حضور الیوت، تیم، وکیل جرج لیدیا هارباتل، کشیش هیلکوت، قصاب شهر هَم گیلیارد، صاحب مهمانخانه بث پنوک و چوپان همسایه، کیلب مِرو، برگزار می‌شود، حاضران درمی‌یابند که جرج صاحب یک پسر و یک دختر دوقلو بوده است. پس از آنکه همسرش هنگام زایمان جان باخت، هر دو کودک برای فرزندخواندگی سپرده شدند. دختر او، ربکا همپستد، که از ایالات متحده برای نخستین دیدار با پدرش به انگلستان آمده، پیش از مرگ جرج دوباره با او ارتباط برقرار کرده بود. لیدیا پیش از برقراری تماس تصویری با پسر جرج، پیتر ون وورن که در آفریقای جنوبی زندگی می‌کند، الیوت را از جلسه بیرون می‌کند. سپس مشخص می‌شود که جرج پس از فروش حق امتیاز دارویی برای درمان بیماری اورف که خود اختراع کرده بود، مخفیانه به میلیونری ثروتمند تبدیل شده است. بر اساس وصیت‌نامه جدید، تمام ثروتش به ربکا می‌رسد؛ در حالی که در وصیت‌نامه قبلی، دارایی او به یک مؤسسه حمایت از حقوق حیوانات واگذار شده بود. یکی از گوسفندان به نام کلاد فاش می‌کند که در شب قتل، یکی از دستبندهای ربکا را پیدا کرده است؛ موضوعی که با ادعای ربکا مبنی بر اینکه هرگز پیش از آن با پدرش ملاقات نکرده، تناقض دارد. گوسفندان تیم را به چمنزاری هدایت می‌کنند که دستبند در آنجا پیدا می‌شود. اندکی بعد، تیم میوه‌های له‌شده‌ای از همان نوعی را که برای مسموم کردن جرج استفاده شده بود، در کف چکمه‌های ربکا کشف می‌کند و او را به اتهام قتل بازداشت می‌کند. لیلی و ماپل که قرار است به‌زودی تحت سرپرستی کیلب قرار بگیرند، برای آشنایی با گله جدید به مرتع او می‌روند، اما درمی‌یابند که کیلب با هَم گیلیارد همدست شده تا گوسفندان را برای فروش گوشتشان به کشتارگاه بفرستد. سگ‌های ژرمن شپرد کیلب آن‌ها را تعقیب می‌کنند، اما سباستین بازمی‌گردد و با سگ‌ها درگیر می‌شود. او موفق می‌شود لیلی و ماپل را نجات دهد، اما خود بر اثر جراحات وارده جان می‌بازد. لیلی در این لحظه درمی‌یابد که مرگ واقعاً وجود دارد و هر بار که یکی از گوسفندان نزدیک به او می‌مرد، خودش با نیروی اراده آن خاطره را از ذهنش پاک می‌کرده است. لیلی تلاش می‌کند سایر گوسفندان را به مکانی امن هدایت کند، اما آن‌ها از ترس، بار دیگر تصمیم می‌گیرند همه چیز را فراموش کنند و او را تنها می‌گذارند. ماپل، لیلی را تشویق می‌کند تا به جای فراموش کردن، خاطرات عزیزان ازدست‌رفته‌شان را بپذیرد. لیلی همچنان می‌کوشد خاطره جرج را از ذهن خود پاک کند، اما با روح او روبه‌رو می‌شود و درمی‌یابد که ربکا بی‌گناه است و قاتل واقعی برای متهم کردن او صحنه‌سازی کرده است. سپس او و ماپل از بره زمستانی می‌خواهند مخفیانه وارد زندان شود و با رد سم‌هایش پیامی هشداردهنده را روی زمین ترسیم کند. در حالی که تیم ربکا را برای ادامه روند قضایی منتقل می‌کند، ناگهان به بی‌گناهی او مشکوک می‌شود. با کمک گوسفندان، او به این نتیجه می‌رسد که «الیوت» در حقیقت همان پیتر است که با رنگ کردن موهایش و انتخاب هویتی تازه، خود را خبرنگار جا زده و پس از قتل جرج، وصیت‌نامه‌ای جعلی تنظیم کرده است تا ربکا را دارای انگیزه قتل جلوه دهد. در جریان درگیری، دستان جورج به دلیل تماس هم‌زمان با داروی اختراعی و رنگ موی پیتر لکه‌دار شده بود؛ سرنخی که راز ماجرا را آشکار می‌کند. پیتر قصد فرار دارد، اما دو قوچ دوقلو به نام‌های رانی و رجی خودروی او را از کار می‌اندازند. در نتیجه، پیتر بازداشت و ربکا آزاد می‌شود. ربکا از بث درمی‌یابد که نام مادر او و پیتر «لیلی» بوده است. او نام خانوادگی پدرش را برمی‌گزیند، مالکیت مرتع و گله را به دست می‌آورد و گوسفندان فرانسوی‌زبان کیلب را نیز می‌خرد تا آن‌ها را از کشتار نجات دهد. در پایان، هنگامی که ربکا برای گوسفندان کتاب می‌خواند، لیلی سرپرستی بره زمستانی را بر عهده می‌گیرد و نام «جرج» را برای او انتخاب می‌کند. او در افق و میان غروب خورشید به ابری می‌نگرد که شبیه سباستین است.

منبع: ویکی‌پدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86%20%DA%AF%D9%88%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF%DB%8C

کجا ببینیم؟

جاهایی که سه کیسه پر: یک فیلم کارآگاه گوسفندی در دسترس است، به همراه وضعیت سانسور، دوبله و کیفیت.

  • زرفیلمدانلود · رایگان
    رفتن به زرفیلم
    سانسورنامشخصصدادوبله و زبان اصلیزیرنویسزیرنویس فارسیWEB-DL 1080PWEB-DL 1080P X265 10BITWEB-DL 480PWEB-DL 720PWEB-DL 720P X265 10BIT
  • دیجی موویزدانلود · رایگان
    رفتن به دیجی موویز
    سانسورنامشخصصدانامشخصزیرنویسزیرنویس فارسی1080P 10BIT WEB-DL X2651080P WEB-DL480P WEB-DL720P 10BIT WEB-DL X265720P WEB-DL

این اطلاعات از صفحات همین سرویس‌ها استخراج شده و ممکن است تغییر کند. «نامشخص» یعنی اطلاعاتی در دسترس نبوده، نه اینکه وجود ندارد.

بازیگران

عوامل

آثار مشابه