پوستر شانس

شانس (2022)

Luck

نوع
فیلم
انتشار
مدت
105 دقیقه
امتیاز TMDb
7.8

خلاصه داستان

سَم گرینفیلد یک نوجوان یتیم ۱۸ ساله دست و پا چلفتی است که زندگی اش دائماً با بدشانسی همراه است و اخیراً به دلیل رسیدن به سن قانونی از یتیم خانه بیرون رفته و در خانه مستقلی زندگی می کند و این باعث ناراحتی دوست کوچکش هیزل شده‌است. هیزل امیدوار است به زودی به فرزندخواندگی پذیرفته شود. هیزل معتقد است اگر یک سکه پنی در جایی پیدا کند، می تواند به آرزویش برسد و از سم می خواهد که اگر جایی یک سکه پنی دید، برایش بیاورد. یک شب، سم گربه سیاهی را می بیند و از روی تنهایی با این گربه درد و دل می کند و به او می گوید که آرزویش این است که به هیزل کمک کند تا او را به فرزندخواندگی بپذیرند و برای اینکار او به یک سکه پنی نیاز دارد. بعد از این گفت و گو، سم ناگهان یک سکه پنی می بیند و با خوشحالی آن را بر می دارد. روز بعد، سم متوجه می‌شود که این پنی باعث شده شانس او به‌طور قابل توجهی بهبود یابد. اما سم دست و پا چلفتی ناخواسته سکه را در توالت می اندازد. در حالی که سم از اشتباه خود بسیار ناراحت است و خودخوری می کند، دوباره با گربه سیاه روبرو می‌شود و به او می‌گوید که چه اتفاقی افتاده‌است، که باعث می‌شود گربه صحبت کند و او را به خاطر از دست دادن سکه پنی سرزنش کند. سم که از دیدن گربه سخنگو شوکه شده‌ است، گربه را دنبال می کند و می بیند که گربه وارد درگاهی سحرآمیز شده، پس سم هم وارد درگاه می شود. سم وارد سرزمین شانس می شود جایی که حیوانات اسرارآمیز برای مردم روی زمین خوش شانسی ایجاد می کنند. گربه که باب نام دارد، به سم می‌گوید که پنی که گم کرده است را هرطور که شده باید پیدا کند چون برای سفر به آن نیاز دارد و اگر خبر گم شدنش پخش شود، به سرزمین بدشانسی تبعید خواهد شد. باب و سم توافق می‌کنند تا قبل از بازگرداندن آن به باب، یک پنی دیگر از انبار پنی برای هیزل بگیرند تا از آن استفاده کند. باب از دکمه ای از پیراهن سم استفاده می‌کند تا به عنوان یک پنی از دروازه عبور کند. سم لباس دوست کوتوله باب، گری، را می پوشد تا بتواند به عنوان یک کارمند به راحتی در سرزمین شانس رفت و آمد کند و به باب کمک کند که سکه گمشده را پیدا کند. در طول سفر، سم متوجه می شود که چگونه خوش شانسی توسط یک اژدها مدیریت می‌شود و بدشانسی در زیر زمین سرزمین شانس مدیریت می‌شود. پس از یک فاجعه در انبار پنی، گری متوجه می شود که سم کارمند سرزمین خوش شانسی نیست و او یک انسان است و در زمین زندگی می کند. گری از یک پهپاد برای بازیابی پنی گمشده روی زمین استفاده می‌کند اما پهپاد در فضایی بین سرزمین‌های خوش و بدشانسی گم می شود. سم و باب به سرزمین میانه In-Between می‌روند که توسط یک اسب شاخدار به نام جف اداره می‌شود. جف ماشینی به نام Bad Luck Apparat را مدیریت می‌کند که از چسبیدن لکه‌های بدشانسی جلوگیری می‌کند و Randomizer را تغذیه می‌کند، دستگاه دیگری که هم شانس و هم بدشانسی را به زمین می‌فرستد. گری به باب می‌گوید که پنی را پیدا کرده و آن را به انبار برگردانده است. سم که تصمیم می‌گیرد به دیدن اژدها برود به این امید که یک پنی دیگر به دست آورد تا به دوست کوچکش، هیزل، بدهد. اژدها که بیب نام دارد، لحظاتی را با سم می‌گذارند و به او می‌گوید که چقدر خوب بود که برای خوش شانسی به سکه نیاز نبود و همه مردم خوش شانس بودند. سم و باب که هنوز می‌خواهند به هیزل کمک کنند، تصمیم می‌گیرند به‌طور موقت آپارات بدشانسی را تعطیل کنند تا از رفتن بدشانسی به تصادف‌ساز جلوگیری کنند و شانسی را که برای فرزندخواندگی نیاز دارد به هیزل بدهند. با این حال، نقاط بدشانسی شروع به مسدود کردن ماشین‌های جف می‌کنند و سنگ‌های خوش شانسی و بدشانسی را در Randomizer نابود می‌کنند، که خود بدشانسی را برای سرزمین شانس و زمین به ارمغان می‌آورد. سم با دیدن اینکه هیزل به همین دلیل به فرزندخواندگی پذیرفته نشد، پشیمان می شود. باب به سم می‌گوید که هیزل خوش شانس‌ترین دختر است چون تو را دارد. سم متوجه می‌شود که می‌توان همه چیز را درست کرد، زیرا او به یاد می‌آورد که در سرزمین بد شانسی دیده بود که یک سنگ بنفش رنگ می درخشد. در سرزمین بدشانسی، سم و باب در کافی شاپی سنگ خوش شانسی را پیدا می‌کنند، جایی که متصدی بار، یک هیولای ریشه به نام Rootie، یک سنگ خوش شانسی به آنها می‌دهد. آنها آن را به بیب می دهند تا سنگ‌های جدید خوش شانسی و بدشانسی را بسازند. اما بیب یک سنگ بدشانسی و دو سنگ خوش شانسی درست می کند چون می‌خواهد دنیایی بسازد که در آن فقط خوش شانسی وجود دارد و بد شانسی را برای همیشه نابود کند. قبل از اینکه بیب بتواند آنها را سرجایشان قرار دهد، سم به بیب می‌گوید که مردم به همان اندازه که به شانس خوب نیاز دارند، به بدشانسی نیاز دارند.چرا که بعضی اتفاقات ممکن است در نگاه اول برای ما بد باشند ولی در واقع به نفع ما هست. مثلا فردی از پرواز هواپیما جاز می ماند و با خودش می گوید چقدر من بدشانس هستم! پول بلیطم هدر رفت و دیر به مقصدم می رسم اما بعد خبر سقوط هواپیما را می شنود که مسافران آسیب دیده اند. آن وقت متوجه می شود که دیر رسیدنش به فرودگاه درواقع خوش شانسی او بود. بیب با درک اشتباه خود، به سم اجازه می‌دهد تا سنگ بد شانسی را سر جایش بگذارد و به این طریق در زمین تعادل بر قرار می شود و همه چیز حالت عادی اش بازمی‌گردد. سم از طریق مانیتوری جادویی می‌بیند که هیزل بالاخره به فرزند خواندگی پذیرفته شد. رئیس باب به باب پیشنهاد می‌ کند که همچنان در سرزمین شانس کار کند، اما باب تصمیم می‌گیرد که می‌خواهد با سم در زمین زندگی کند. بعد از این ماجراها، خانواده هیزل با سم و باب وقت می‌گذرانند و همه بسیار خوشحالند.

منبع: ویکی‌پدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%20(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%20%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2)

کجا ببینیم؟

جاهایی که شانس در دسترس است، به همراه وضعیت سانسور، دوبله و کیفیت.

  • دیجی موویزدانلود · رایگان
    رفتن به دیجی موویز
    سانسورنامشخصصدانامشخصزیرنویسزیرنویس فارسی1080P 10BIT WEB-DL X2651080P WEB-DL480P WEB-DL720P 10BIT WEB-DL X265720P WEB-DL

این اطلاعات از صفحات همین سرویس‌ها استخراج شده و ممکن است تغییر کند. «نامشخص» یعنی اطلاعاتی در دسترس نبوده، نه اینکه وجود ندارد.

بازیگران

عوامل

آثار مشابه