پوستر آخرین داستان

آخرین داستان (2018)

نوع
فیلم
انتشار

خلاصه داستان

در دورانی که سایه «اهریمن» بر سرزمین‌ها سیطره یافته، «جمشید شاه» با سپاهی متشکل از متحدانش و با تکیه بر فرّ ایزدی خود در مقابل سپاهیان اهریمن صف آرایی می‌کند، به خواست «یزدان» جمشید شاه بر اهریمنیان پیروز می‌شود. جمشید بر تخت شاهنشاهی تکیه زده و مغرور از پیروزی ، خود را دارای فر ایزدی می‌داند. وی متحدان را برای اشغال سرزمین‌های دیگر و شکار اهریمن فرا می‌خواند اما یزدان از وی روی برگردانده و فرّ و فراست و تاج و تخت جمشید را از وی می‌ستاند. جمشید تنها ، گرفتار طمع و جنونی سیری ناپذیر می‌شود. وی دخترش «شهرزاد» را تنها می‌گذارد و به شورای وزیران وصیت می‌کند تا در غیابش «مرداس» متحد و والی سرزمین‌های جنوبی بر تختش تکیه زند. جمشید شاه فردای همان روز با سپاهی از غیورترین سربازانش برای شکار اهریمن عازم سرزمین‌های شمالی می‌شود و دیگر هیچ‌گاه بازنمی‌گردد. مرداس مرده‌است و به دستور شورا تنها فرزند و جانشینش «ضحاک» به نیابت از پدر بر تخت جمشید تکیه می‌زند، اما صد افسوس که وجود ضحاک، آبستن پاره‌ای از تاریکی هاست. تاریکی وجود ضحاک بر شهر چیره و جمکرد در تاریکی و ترس غوطه ور می‌شود. اما دگر بار چرخش ایام به گردش درمی آید و با رفتن جمشید کودکی در دل مردمان سرزمین «جمکرد» و در آغوش کشاورز زاده‌ای متولد می‌شود که نامش را «آفریدون» می‌گذارند….. داستان این پویانمایی با داستان اصلی متفاوت است =زمانی که سایهٔ انگره و شیاطین و اهریمنان بر دنیا آمد جمشید با سپاهی بزرگ و به یاری فره ایزدی شیاطین را شکست داد و دستور داد شر را مستحکم تر سازند و افسوس که جمشید مغرور و متکبر شد و با سپاهی عازم سرزمین‌های شمالی شد و چون پسری نداشت پیش از رفتن فرمان داد که مرداس والی سرزمین‌های جنوبی بر تختش تکیه زند اما مرداس به ناگاه مرد و فرزندش ضحاک حاکم جمکرد شد ضحاک دست پروردهٔ انگره بود و فرمان او را انجام می‌داد کاوهٔ آهنگر و استاد شهراسب دانا مردم را در اردوگاه جمع کردند و سپاهی بزرگ جمع کردند و آه فریدون با کمک ارشیا مردم را از زندان ضحاک نجات داد و با سپاه به شهر حمله کردند ضحاک به دستور انگره باید سربازانش را به دیو تبدیل کند ارشیا که برای اهریمن سوگند یاد کرده بود خون خود به اهریمن می‌دهد و سربازان ضحاک به دیو تبدیل شدند و به کاوه و فریدون حمله کردند و روزبه کشته شد و از شانه‌های ضحاک مارهای اهریمنی بیرون آمدند و ضحاک نیروی اهریمنی زیادی داشت که توان مقابله با او نداشتند تا اینکه شهراسب با مشعل آتش مقدس و فره ایزدی توانست دیوها و نیروی اهریمنی ضحاک را ازبین ببرد و جانش را فدا کرد و فریدون با گرز گاو سر مارها را قطع کرد و بعد به دستور یزدان پاک ضحاک را در غار کوه دماوند زندانی کردند و تا همگان عاقبت روی برگردانی از پروردگار از یاد مبردند حتی مارها را هم به زنجیر بستند

منبع: ویکی‌پدیای فارسی — https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86

کجا ببینیم؟

جاهایی که آخرین داستان در دسترس است، به همراه وضعیت سانسور، دوبله و کیفیت.

  • دوستی‌هادانلود · رایگان
    رفتن به دوستی‌ها
    سانسورنامشخصصدانامشخصزیرنویسنامشخصکیفیتنامشخص

این اطلاعات از صفحات همین سرویس‌ها استخراج شده و ممکن است تغییر کند. «نامشخص» یعنی اطلاعاتی در دسترس نبوده، نه اینکه وجود ندارد.

عوامل

آثار مشابه